تبليغاتX
كيشميشي
نوشدارو

براي خوندن اين مطلب بايد اول يه سري به وبلاگ هاتف بزنين و حرفهاي مگوي قشنگ و پر مغزشو بخونين.

 

راستش حيفم اومد در قبال مطلب بلند و ارزشمند هاتف، نظري كوتاه و بي ارزش بدم.

 

من يه دخترم كه خيلي سعي ميكنه مراقب اعمال و رفتارش باشه تنها مونسشم خداست اين دختر عاشق تنهايي و خلوته و توي فاميل به ساكتي و گوشه گيري و مومني معروفه؛ ولي هر بار سعي ميكنه كم كم به سمت چادر بره ميبينه كه هنوز لياقت چادر رو نداره و دلش نميخواد فردا كه چادر سر ميكنه مثل همون تعداد محدودي كه هزار جور كثافت كاري زير چادر ميكنن اسم چادر رو خدشه دار كنه اما قول ميده كه هر وقت اون لياقتو در خودش ديد چادر رو با افتخار سر كنه. يه چيزي هم هست كه هر وقت اين دختر بهش فكر ميكنه اراده اش سست ميشه، اينكه مگه اون چهار زن والاي بهشتي چادر سرشون ميكردن؟ اصلاً مگه همه چي به چادر يا حجابه؟ معلومه كه نيست. حتي اون زن مانتويي آرايش كرده هم اگر خودش بخواد ميتونه انقدر سنگين و متين باشه كه هيچ مردي جرات نكنه بهش نگاه چپ بكنه؛ اگه كت واك راه رفتن و قاه قاه خنديدن و ناز و اشوه رو بذاره كنار ميتونه خيلي سالم زندگي كنه.

اگه خانواده ها بچه هاشونو از محبت سيراب كنن هيچ پسري مجبور نميشه براي يه ريزه محبت منت يه دختر رو بكشه يا اون دختر وادار به كارايي بشه كه بتونه محبت و عشق رو از يه پسر گدايي كنه. تازه بعد از اون همه عشق بازي اگه دست آخر دل يكيشون بشكنه برميگرده سر خونه اول و اينجوريه كه جامعه رو به گند و فساد ميكشونه.

اما اينجا ميمونه جريان پيامبر و حضرت خديجه و خواستگاري حضرت خديجه از پيامبر؛ من فكر ميكنم اگه يه دختر به حد و اندازه اي عاشق يه پسر شده باشه كه ايمان داشته باشه كه اونا براي هم ساخته شدن هيچ اشكالي نداره كه از اون پسر خواستگاري كنه، كاري كه توي جامعه ما زشت و ناپسنديده است. البته اين نكته رو هم نبايد فراموش كرد كه حضرت خديجه فقط به وسيله يك پيك مراتب علاقه اش رو به پيامبر اظهار كرد و اين پيامبر بود كه از ايشان خواستگاري كرد.

يه چيز ديگه اينكه مردم كشور ما در عصر ارتباطات و اطلاعات فقط و فقط بيست و دو درصدشون كامپيوتر دارند! اما من حاضرم شرط ببندم هشتاد درصدشون ماهواره دارند كه خودش عامل فساد است.

+