تبليغاتX
كيشميشي
خاویار مایع

 

 

مدتي بحث داغ، بنزين بود

بحث معمول مملكت اين بود

عده اي با گراني اش دشمن

عده اي حامي گران كردن

آنقدر صبر توي صف كرديم

پشت فرمان شديد كف كرديم

صف بنزين طويل شد چندي

عاقبت گشت سهميه بندي

سوخت مانند خاويار شده

كمتر از حد انتظار شده

جاي ماشين شخصي افراد

مي شود ماديان و اسب زياد

"چارپايي بر او كتابي چند"

مي زند بر پيادگان لبخند

يك نفر تاجر است و بازاري

هم شتر را خريده هم گاري

آن جماعت كه صاحب كسبند

صاحب تندرو ترين اسبند

آن گروهي كه سخت مشغولند

توي چندين اداره مسوولند

چون روانه به سوي كار شوند

روي تخت روان سوار شوند

نور چشمي چه كار خواهد كرد؟

چه كسي را سوار خواهد كرد؟

با چه رويي دگر بگردم من

با خرم در حوالي جردن

 

 

راه بندان دگر نخواهي ديد

مركبي غير خر نخواهي ديد

+